أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
242
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
خداى - تعالى - آنچ خواهند بيابند . « وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ » يعنى در بهشت بلفظ سلام بر يكديگر سلام كنند ؛ و گفتهاند : ملايكه بر ايشان سلام كنند ؛ و گفتهاند : خذاى - تعالى - بر ايشان سلام كنذ ؛ و گفتهاند : ايشانرا گويند : درين موضع سلامت يافتيذ از همه پريشانيها . « وَ آخِرُ دَعْواهُمْ » يعنى چون مراد خوذ بيابند گويند « أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » حمد و ثنا خذاى عالميان راست كى هر چى از وى مىخواهيم ما را كرامت مىفرمايذ ؛ و گفتهاند : اوّل كلام ايشان تسبيح بوذ و آخر تحميد ؛ و هم يتكلمون بينهما ، و ايشان اين دو حالت سخن گويند بهر چى خواهند ؛ و ليس يعنى انّه ينقطع ، يعنى هرگز اين احوال منقطع نشوذ . ابن بحر گويذ : قول ايشان اين بوذ : الحمد للّه الّذى هدانا لهذا ؛ و « ان » در « الحمد للّه » زيادة است نزد بعضى و آن مخفّف كردهاند از مثقّل و نزد بعضى تقديرش چنين است : انّه الحمد ؛ و به اين قراءة بعضى خواندهاند ؛ و گفتهاند : آخر سخن ايشان « الحمد للّه » بوذ . قوله - تعالى - : [ سوره يونس ( 10 ) : آيه 42 ] وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ ( 42 ) 2030 و از منافقان بعضى آنانند كى استماع سخن تو مىكنند ، استماع تعنّت لا استماع منفعة فصاروا كالاصمّ الّذى لا يسمع أصلا ، چون نه از پى منفعت مىشنوند گويى چون كرند كى در اصل شنوايى ندارند . « أَ فَأَنْتَ 2030 تُسْمِعُ الصُّمَّ » و در قوّة تو - اى محمّد ! - نبوذ كى كرى از كر دفع كنى « وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ » كيف تهديهم ، و چون عقل ندارند ايشانرا چگونه راه توانى نموذ . « وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ » و از منافقان بعضى آنانند كى به تو مىنگرند و صحت نبوّة تو مشاهده مىكنند و دلائل واضحه و معجزات لائحة ادراك مىكنند و حجج قاطعه و براهين ساطعه مىيابند ، فصاروا كالأعمى الّذى لا يبصر أصلا ، چناناند كى كوران كى در اصل هيچ چيز نمىبينند ، كيف تهديهم ، ايشانرا چگونه راه توانى نموذ ، اى هم معاندون فلا ينفع إنذارهم و دعاءهم ، ايشان عناد و لجاج مىنمايند ؛ بيم كردن ايشانرا سوذ ندارذ و خواندن ايشان فايده ندهذ و اصلى نبوذ آن را . سؤال : چرا سمع را بر بصر ترجيح نهاذ ؟ جواب : ( 485 ) سمع را از آن جهت بر بصر فضيلت نهاذ كى از زوال سمع زوال عقل لازم مىآيذ و بزوال بصر زوال عقل لازم نمىآيذ ؛ خلل در چشم ظاهر مىشوذ ، حسب .